مهارتهای نوجوان در عصر رسانهها
مهارتهای نوجوان در عصر رسانهها
کمی سردرد یا دلدرد کافی است تا تمام فکرمان را مشغول کند. این درد از کجا آمده است؟ آیا ماندنی است؟ راه علاج آن چیست؟ آیا از گیاهان سنتی برای بهترشدن استفاده کنم یا سراغ جعبه داروها بروم؟ آیا باید به پزشک مراجعه کنم؟ …
اگر به هر دلیل این درد یا مشکل در جسم فرزند ما رخ دهد میزان حساسیت و نگرانی ما چندین برابر خواهد بود. بهآسانی از کنار کوچکترین علامت یا نشانه غیرعادی در بدن فرزندمان نمیگذریم؛ چون میدانیم که توان جسمی و طاقت کمتری نسبت به ما دارد. سلامتی جسم نوجوان ما یکی از اولویتهای زندگی ماست که حاضریم برنامههای دیگر زندگی را برای حفظ آن تغییر دهیم. این وظیفه ماست.
اما بیایید از خودمان بپرسیم چقدر برای سلامت روان نوجوان خود اهمیت قائل هستیم؟ چقدر به دنبال علامتهای غیرعادی در رفتار او هستیم تا برای آن به دنبال راه چاره باشیم؟ اصلاً تا چه اندازه رفتارهای طبیعی و متناسب با سن و نیازهای او را میشناسیم؟ آیا تمام درک و فهم و دانش ما از دوره حساس نوجوانی مربوط به زندگی شخصی خودمان است؟ آیا میخواهیم با همان تجربیات محدود خودمان، درباره سلامت روان فرزندمان به دنبال راهحل بگردیم؟! و شاید یک سؤال مهمتر … چقدر این موضوع را وظیفه خودمان میدانیم؟
بسیاری از والدینی که من بهعنوان معلم مدرسه فرزندشان با آنها در ارتباط بودهام و رشد آموزشی و پرورشی آنها را دنبال کردهام از اهمیت و جایگاه یادگیری مهارتهای مهم زندگی اطلاع دارند. اما عدم اولویتبندی صحیح و نداشتن الگو و شیوه آموزش مناسب این مهارتها به نوجوانان باعث مشکلات و مسائل پیچیدهای در خانه و مدرسه و حتی اجتماع شده است.
سازمان بهداشت جهانی World Health Organization (WHO) یک سازمان بینالمللی است که با داشتن 193 عضو از کشوهای جهان در زمینه بهداشت جسم و روان فعالیت میکند. بر اساس تعریف این سازمان، بهداشت روان یعنی اینکه نهتنها بیماری روانی نداشته باشیم؛ بلکه از سلامت ذهنی و رفتار سالم هم برخوردار باشیم. باتوجهبه تغییرات مختلفی که در جهان رخ میدهد ما هم نیازمند تغییر و بهبود در شیوههای حفظ سلامت روان خود هستیم. سازمان بهداشت جهانی مهارتهای دهگانهای را معرفی کرده است که از سال ۲۰۲۰ هر کس باید این تواناییها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند.
- مهارت خودآگاهی
تا چه حد خود را میشناسید؟ ارزشها و تواناییهای شما کداماند؟ آیا از خود راضی هستید؟ آیا از چرایی احوال و چرایی رفتار خودآگاهید؟ آیا نسبت به واکنشهای خود اشراف کامل دارید؟ آیا احساسهای منفی خود را میشناسید؟
- مهارت همدلی
همدلی توانایی درک دنیای پدیدارشناسی طرف مقابل است به این معنی که فرد بتواند خود را جای دیگری بگذارد و دنیا را از چشم او ببیند و بتواند احساس دیگران را بشناسد و پاسخ مناسب به آن احساس دهد، همدلی به شما کمک میکند بتوانید ارتباط مؤثری با دیگران برقرار کنید.
- مهارت روابط بینفردی
کلید موفقیت در ارتباط بینفردی معمولاً به اینکه گوینده و پاسخدهنده در کدام حالت شخصیتی خود قرار دارند، بازمیگردد. افراد میتوانند در هنگام برقراری ارتباط در هریک از سه حالت شخصیتی والد، بالغ و کودک قرار داشته باشند. بر اساس آنکه افراد در ارتباط با یکدیگر از کدام موضع شخصیتی رفتار میکنند میتوان انواع ارتباط میان آنها را پیشبینی کرد، با این مهارت میتوانید روابط بینفردی خود را با دیگران بهبود ببخشید.
- مهارت ارتباط مؤثر
یکی از مهمترین مهارتهای زندگی، توانایی برقراری ارتباط خوب و مؤثر با دیگران است. فرقی نمیکند در چه جایگاه اجتماعی قرار دارید. همسر یا پدر مادر، مدیر یا کارمند، مدرّس یا دانش آموز، مشتری یا فروشنده. ما موجودی اجتماعی هستیم و قطعاً برای داشتن یک زندگی خوب به برقراری ارتباط مؤثر با دیگران نیازمندیم. با یادگیری این مهارت، به مادر یا پدری آگاه، مدیری کاریزماتیک و تأثیرگذار، همسری دوستداشتنی و کارمندی نمونه تبدیل شوید.
- مهارت حل مسئله
مهارت حل مسئله یک فرایند ذهنی و رفتاری است که فرد سعی میکند به کمک آن راهحلهای مؤثر، مفید و سازگارانه برای زندگی خود پیدا کند
- مهارت تصمیمگیری
طبق توصیه سازمان بهداشت جهانی، در تمام فرایند زندگی، انتخاب بهترین راهحل، از بین احتمالات ممکن، و رویکرد مسئلهمحور بهجای هیجان مدار، از جمله مهارتهای مهم زندگی و ویژگی یک شخصیت سالم است .
- مهارت مدیریت خشم
آلبرت آلیس روانشناسی است که در مدل ABC خود بیان میکند که این عوامل بیرونی یا دیگران نیستند که ما را ناراحت میکنند بلکه “باورهای غیرمنطقی” ما است که موجب ناراحتی ما میشود. پس میتوانیم سعی کنیم رویدادی که اتفاق افتاده، باورهایی که پس از مواجهه با آن رویداد در ذهنمان شکل میگیرد و سپس پیامد آن باورها (احساس یا رفتار نامطلوبی که بروز دادهایم) را شناسایی و ارزیابی کنیم و با کمک مدل ABC و راهکار نوشتن راه حلی برای مدیریت خشم خود بیابیم.
- مهارت مدیریت استرس
مهارت مدیریت هیجانات منفی مثل استرس، ترس، اضطراب، نگرانی، وحشت و هراس فرد را قادر میسازد تا در شرایط مختلف زندگی، واکنش مناسبی نسبت به رویدادها داشته باشد و بتواند زندگی موفقتری را تجربه کند. قطعاً میزان بیش از حد این هیجانات منفی منجر به ضعف سیستم ایمنی، افزایش بیماریهای مزمن، ضعیفشدن حافظه و مهارتهای شناختی میشود و نیازی به اشاره نیست که روابط را نیز تضعیف میکند، افراد باهوش هیجانی بالا، تلاش میکنند تا با خودشناسی، آگاهی و دانایی خود را در این زمینه افزایش دهند و در نهایت شخصیتی سالم همراه با آرامش برای خود بسازند.
- مهارت تفکر خلاق
تفکر خلاق از مهمترین مهارتها و ویژگیهای انسان است که توسط آن خود را با محیط همیشه متغیر، منطبق میکند. هر انسانی توانایی تولید تفکر خلاق را دارد و بدون محدودیت میتواند دست به خلاقیت بزند. تفکر خلاق پایانی ندارد؛ زیرا انسان برای بقا نیاز به پذیرفتن شرایط پیرامون و افزایش خلاقیت دارد؛ بنابراین تفکر خلاق فقط ابزاری جهت تسهیل کردن کارها نیست؛ بلکه ضرورتی برای ادامه حیات است.
- مهارت تفکر نقادانه
تفکر نقادانه میلی است شدید به جستجوگری، کنار آمدن با عدم قطعیت، انسگرفتن به اندیشیدن، احتیاط در اظهارنظر و ادعا، آمادگی همیشگی برای تامل کردن و مواجهشدن با اندیشههای جدید، احتیاط در تعمیمدادن و نظم ساختگی برقرار کردن میان پدیدهها و دوری جستن از هرگونه فریب خود یا دیگران در اندیشیدن …

نکته مهم این است که آموزش این مهارتها به نوجوانان نیازمند مهارت بالاتری است که معلم یا پدر و مادر بتوانند با زبان متناسب و در بستر زندگی و تحصیل آنها را به مخاطب خود انتقال دهند. در واقع اگر خود آموزشدهنده نتوانسته باشد در مسیر زندگی شخصی از این مهارتها برای بهترشدن زندگی استفاده کند، انگیزه لازم را هم نمیتواند در نوجوان برای یادگیری ایجاد کند.
گرچه این موارد جزو پایهایترین و بدیهیترین اصول تربیتی هستند؛ اما عدم توجه به تغییرات گسترده در جهانی که زندگی میکنیم میتواند هر لحظه سلامت روان فرزندمان را به خطر بیندازد. اگر تا چند سال پیش، ارتباط با افراد غریبه در گفتگو با همسایه یا همکلاسی جدید خلاصه میشد، به لطف ظهور رسانههای مختلف و تکنولوژیهای ارتباطی پیشرفته مانند شبکههای اجتماعی، امکان و سرعت این ارتباط و تأثیرپذیری از فرهنگ متفاوت بسیار آسانتر و بیشتر شده است. بازیهای متعدد موبایلی و کامپیوتری تا کوچکترین شهرها و روستاها نفوذ کرده و روی اخلاق و رفتار و سبک زندگی نوجوانان تأثیر گذاشته است. امکان گسترش شایعات و اخبار جعلی میتواند هر لحظه تصمیمات ما را دچار خطا کند و عدم توجه به مدیریت هیجانات، ما را در گرداب خواستههای صاحبان رسانه فرومیبرد.
در دنیایی که به نام عصر رسانه میشناسیم دیگر داشتن اطلاعات، یک ابزار یا یک مزیت برای عدهای خاص نیست بلکه مانند هوا و آب جزئی از نیازهای روزمره همگان شده است. در عصر رسانهها، همانطور که داشتن مهارت شناسایی آب و هوای آلوده از پاکیزه برای سلامتی جسم ما مهم است مهارت دسترسی و تجزیهوتحلیل اطلاعات و اخبار هم برای حفظ سلامتی روان ما اهمیت بسیار زیادی دارد. ضمناً شناختن جریانهای فکری و حامیان آنها میتواند ما را در انتخاب بهتر منابع اطلاعاتی کمک کند. به مهارت دسترسی صحیح و تجزیهوتحلیل اطلاعات و منابع انتشار آنها، سواد رسانهای میگویند. بیدلیل نیست که در عصر رسانهها یادگیری سواد رسانهای به یکی از اولویتهای آموزشی مدارس در بسیاری از کشورهای دنیا تبدیل شده است.
توجه به سلامت روان نوجوان در کنار سلامت جسم او باید همواره موردتوجه والدین قرار گیرد. آموزش مهارتهای دهگانه زندگی به نوجوانان میتواند سلامت روان آنها را تضمین کند؛ اما هم والدین و هم مسئولان تعلیموتربیت باید “مهارت سواد رسانهای” را در اولویت آموزش قرار دهند تا قبل از آنکه طوفان اطلاعات نادرست و بیفایده بنیاد زندگی نوجوانان را از پای درآورد ریشههای این نهال را قویتر و محکمتر کنند.
نویسنده محمد منشیزاده
دیدگاهتان را بنویسید